كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى
67
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )
از آنهمه حزم و احتياط هيچ فايده نديده و در حوالى آبمرغاب به دست نوكران امير مضراب گرفتار شد . مصرع همانجا درع داودى بينداخت زخمى سنگين بر سر و بندى گران بر پاى به اردوى همايون كه در منزل امرودك بود رسانيدند و حضرت خاقان سعيد مرحمت فرموده محفهء پادشاهانه عنايت نمود و طبيب و جراح ملازم ساخته به دار السلطنهء هرات فرستاد و شاهزاده در تقوز رباط ، جان شيرين به هزار حسرت داد و بيست و پنجم ذى قعده در مزار امام فخر الدّين الرّازى مدفون گشت . مصرع اميد دراز و عمر كوته چه سود و آن حضرت اوايل ذى حجه به مستقّر دولت نزول فرمود . وصول كوكبهء عيدا ضحى موافق نحر اعدا اتفاق افتاد و منتصف ماه عرصهء بادغيس به نور ظهور موكب منصور آراسته شد و آنجا بر راى انور عرضه داشتند كه امرا كه به جانب غور رفتهاند به موقف عرض مىرسانند كه ياغى گروه انبوه است و مودود گرمسيرى در صدد مدد ايشان . بنابر احتياط ، نزديك نرفتيم تا به هرچه فرمان شود عمل نماييم . آن حضرت از ييلاق كيتو ، امير جهان ملك و امير سيد احمد ترخان و امير فرمان شيخ را روان فرمود و امرا بههم پيوسته به ياغى رسيدند و حسام انتقام كشيده در يكدم كار ايشان را به اتمام رسانيدند و در آن ديار نگذاشتند و محمّد سپهبد گريخته ملك صالح گرفتار گشت و او را مقيد به هرات آورده بهر عبرت ديگران ، بر درب ميدان ، مصلوب شد . بيت بركشد دشمن ترا گردون * ليك بر نگذراند از سردار